الشيخ علي اكبر النهاوندي

20

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

هم ، فرقهء كثيره‌اى آن‌را نقل نموده‌اند ؛ مثل يوسف بن يحيى السلمى در عقد الدّرر « 1 » ، دارقطنى شافعى و گنجى شافعى در بيان و غير ايشان ، چنان‌چه در كتب مؤلّفهء در غيبت مذكور است . جهت سوّم : از ردّ كلام او اين است : آن‌چه از سرّ بودن مهدى از فرزندان امام حسن عليه السّلام ذكر نموده كه آن ، محض اصلاح امر امّت ، عوض ترك خلافت از آن سرور بود ، با سرّ اظهر ، اتم و اقوى كه به اسانيد متعدّد از اهل بيت رسيده ، معارض است و آن شهادت جناب سيّد الشهدا عليه السّلام است كه خداى تعالى به جهت خدمت شهادت و اسيرى عيال ، چند مكرمت به او عنايت فرمود ، يكى از آن‌ها بودن ائمّه عليهم السّلام از ذرّيهء او است . « 2 » اين مطلب بر همهء مسلمين و هريك از علماى حلماى عاملين زاهدين و صاحب كرامات و مقامات و قابل خلافت و رياست عامّه ظاهر و هويداست كه سلسلهء متّصلهء ذرّيّهء آن حضرت از حضرت سجّاد تا امام حسن عسكرى عليه السّلام همه از اولاد آن بزرگوار بودند ، هرچند به ظاهر براى ايشان ميسّر نشد . اخبار واردهء بر اين‌كه بودن ائمّه از ذرّيّهء حضرت حسين عليه السّلام ، عوض شهادت آن بزرگوار است ، فوق حدّ احصا و خارج از حيّز استقصاست ، چنان‌چه بر مراجعين به كتب مزار و مراثى هويدا و آشكار است . انتهى . جهت چهارم : از ردّ كلام ابن حجر اين است كه او گفته : در بودن مهدى از فرزندان حسين عليه السّلام ، حجّتى براى اماميّه نيست كه بايد مهدى پسر امام حسن عسكرى عليه السّلام باشد ! امّا اماميّه از بودن مهدى عليه السّلام از فرزندان حسين براى ردّ قول آنان‌كه گفته‌اند : حضرت مهدى از اولاد عبّاس يا از اولاد امام حسن است ، استدلال نموده‌اند و چون در مقام تعيين شخص آن جناب برآيند كه پدرش حضرت عسكرى است ، از اين جهت آسوده باشند و حاشا كه علماى اماميّه به ادلّهء بىپا متمسّك شوند ! يا حاجت ايشان به آن‌ها

--> ( 1 ) . عقد الدرر فى اخبار المنتظر ، صص 24 - 23 . ( 2 ) . ر . ك : علل الشرايع ، ج 1 ، ص 208 ؛ الامالى ، شيخ صدوق ، ص 485 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ص 207 .